قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۴/۱۱ - ۱۳:۰۴

انقلاب مصر ادامه خواهد یافت/ روبسپیر، بنی‌صدر، مرسی

درست یک سال پس از ادای سوگند رئیس‌جمهور مصر، مردم در روز «تمرد» با فریادی میلیونی در قاهره و دیگر شهرهای بزرگ، گواهی دادند سوگند محمد مرسی مبنی بر اعطای آزادی و عدالت دروغی بیش نبوده است.

انقلاب مصر ادامه خواهد یافت/  روبسپیر، بنی‌صدر، مرسی

سراج24 - شروین طاهری؛  درست یک سال پس از ادای سوگند پنجمین رئیس‌جمهور مصر، مردم در روز «تمرد» با فریادی میلیونی در قاهره و دیگر شهرهای بزرگ، گواهی دادند سوگند محمد مرسی مبنی بر اعطای آزادی و عدالت به این جامعه بحران‌زده شمال آفریقا دروغی بیش نبوده است.
این پدیده‌ای است که پس از انقلاب‌های مشهور تاریخ از انقلاب کبیر فرانسه تا انقلاب اسلامی ایران نیز مشاهده شده است. پس از انقلاب مردم برای بیرون آمدن از زیر یوغ حاکمان خودکامه و پای گذاشتن به مطلع مردمسالاری، نخستین منتخب جمهوری معمولا برگزیده آرای «منفی» مردم به نظام مستبد پیشین است نه آرای «مثبت» آنها به مطالبات معمولشان. مطالباتی که پیش از برافروخته شدن آتش انقلاب، انگیزه طغیان جماعت بوده و پس از فرونشستن گرد و غبار دوباره زنده می‌شود. چنین می‌شود که نخستین رئیس‌جمهور بر موج احساسات به غلیان آمده سوار می‌شود و کمی طول می‌کشد تا مردم کسی را که بر دوش گرفته‌اند واقعا بشناسند.

روبسپیر و بنی‌صدر، 2 مصداق بزرگ از منتخبان احساسی 2 ملت بودند که فرصت‌طلبانه از دل 2 انقلاب بزرگ تاریخ در فرانسه و ایران به حکومت رسیدند و بلافاصله بنا به عقل جمعی همان ملل به زیر آورده شدند. اما آیا محمد مرسی 52 ساله، به سومین نمونه از این دست تبدیل خواهد شد؟ هرچند خود او معتقد است چنین نخواهد شد و به روزنامه انگلیسی گاردین می‌گوید: «انقلاب دیگری در مصر رخ نخواهد داد.» اما دفتر تاریخ چیز دیگری می‌گوید، چرا که انقلاب‌های بزرگ معمولا تا تحقق آرمان‌های اصلی‌شان تداوم یافته‌اند. جمع‌آوری 27 میلیون امضا یا رای عدم‌اعتماد برای برکناری رئیس‌جمهوری سلفی مصر توسط کمپین مخالفان دولت موسوم به کمپین «تمرد» گواهی است بر آنکه انقلاب مصر نیز تداوم می‌یابد؛ خواه به صورت «تکرار» همان انقلاب 25 ژوئن باشد، خواه به شکل خلق انقلابی اصیل‌تر. آنچه در حال حاضر میلیون‌ها مصری را در فاصله کمتر از 3 سال پس از انقلاب سال 2011 به خیابان‌ها کشانده است و آنچه شعله‌های آزادیخواهی و عدالت‌طلبی «تحریر» را یک بار دیگر پس از بیرون راندن انگلیسی‌ها، به زیر کشیدن سلطنت و جمع کردن بساط خودکامگی نظامی برافروخته کرده است، خیانت سردمداران امروز مصر به ملتشان است. هر حکومتی برای تداوم‌‌یافتن باید دست‌کم «ملی» باشد و نسبتی میان اعمال خود و «منافع ملی» برقرار کند اما دولت مرسی از زمان روی کارآمدن تاکنون روزبه‌روز گرایش‌های «ضدملی» بیشتری پیدا کرده است تا بدانجا که در بازتعریف خود به ورطه افراطی‌ترین نظریه‌پردازی‌های «اخوان‌المسلمین» در‌افتاده است و مدعی «دولت خلافتی» است، یعنی مدلی مشابه شیخ‌نشین‌های قبیله‌ای خودکامه و دست‌نشانده‌ای که در عربستان سعودی، قطر، امارات و بحرین شاهد هستیم. این همان توهمی است که با چشم‌پوشی بر تغییر لحن از عربی به ترکی استانبولی، در استانبول هم کار دست رجب طیب‌ اردوغان داده است. او هم داعیه‌دار احیای خلافت عثمانی‌هاست. همه این خلافت‌های قلابی از یک نوع بازخوانی مغرضانه‌ تاریخی نشأت می‌گیرد که نه در خاورمیانه بلکه در کرسی‌های تاریخ سیاسی کمبریج و کالیفرنیا باید به دنبال منشأشان بود. دیدگاهی نواستعماری و صهیونیستی که در پی محاصره و جلوگیری از گسترش دامنه نفوذ امواج انقلاب اسلامی 1979 ایران است. نبش‌ قبرهای مضحک تاریخی، مدل‌سازی نوین برای خلیفه‌گری وهابی شیعه‌ستیز و سازگار با اسرائیل و تمدن‌سازی‌های ظاهرا اسلامی و باطنا آمریکایی (اسلام‌آمریکایی) همه و همه در مقابل قطب تمدنی به محوریت جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده ‌است، آن هم به مرکزیت قاهره، استانبول، ریاض و شاید در ادامه شام، باکو و کابل. امروز شاهدیم بخش اعظم پایگاه اجتماعی طرفدار «اخوان‌المسلمین» نیز پشت دولتی را که ظاهراً به کام مرسی و به نام آنها در قاهره روی کار آمده در موج جدید قیام‌های خیابانی خالی کرده‌اند چرا که آنها اسلامی را که این طیف ارائه می‌دهند اصیل نمی‌دانند. مصری‌های باهوش و متمدن دریافته‌اند جنبش «اخوان‌المسلمین» در معامله پشت پرده قدرت با آمریکا و اسرائیل و به واسطه سرازیر شدن دلارهای نفتی سعودی‌ها و قطری‌ها تبدیل به «اخوان الوهابییّن» شده است و مرسی هم آلت دست آنها در رأس حکومت نوپای مصر است که قرار بود دموکراتیک و برای همه مصری‌ها باشد ولی حالا در اختیار اقلیت سلفی تندرو است که برای شیعیان و مسیحیان و ناصری‌ها به یک اندازه حق زندگی قائل نیستند. مصر که قرن‌ها زیستگاه مسالمت‌آمیز ادیان در کنار یکدیگر و بزرگ‌ترین قطب علمی جهان اسلام بود حالا تبدیل به پایگاه تربیت و ترویج تروریسم به سبک وهابی سعودی‌اش شده است. این شاهکاری است که مرسی و اخوانی‌‌ها در کمتر از 3 سال خلق کرده‌اند. حالا حتی کارشناس مسائل خاورمیانه اندیشکده واشنگتن نیز در گفت‌وگو با تسنیم به این موضوع اعتراف می‌کند که «مرسی شریعت اسلامی را در مصر اجرا نمی‌کرده» بلکه به دنبال تبدیل قاهره که ام‌القرای جهان عرب است به قطب تبلیغاتی وهابی است. چراکه نه ریاض و نه دوحه نمی‌توانند نقش یک مرکز تمدنی را در جهان عرب ایفا کنند.

پس مشابهت زیادی میان قیام تحریر و قیام تقسیم در حال حاضر وجود دارد. تظاهرات دیروز (30 ژوئن) مصر علیه مرسی و جنبش مشابه در ترکیه علیه اردوغان، اگرچه شاید شعارهایی کاملا اسلامی نداشته باشند ولی قطعا در ادامه موج بیداری اسلامی هستند چراکه دست‌کم داعیه «اسلام دروغین» حاکمان مصر و ترکیه را به چالش می‌کشند و به معرفی «اسلام حقیقی» فرصتی تازه می‌بخشند.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••